رایا الهه آسمانی

زندگی دخترم رایا و پسرم رهام

سال جدید مبارک

سلام به دوستان خوب وبلاگی سال جدید در راه است و آرزوی بهترین ها رو برای همه دارم سالی پر خیر و برکت ، پر از شادی ، پر از عشق ، پر از دوست داشتن های زیاد ، پر از عاشقانه های زیبا و پر از توانایی  برای همه آرزومندم . سالی خوب با احوال خوب  . دوست دارم در سال جدید بهترین ها را پیشکش کنم به کسانی  که دوستشان دارم . بهترین های خدا پیشکشتان دوستان من . و آرزوی من برای امسال آرامش برای یکایک شماست . سال نو مبارک از طرف مادر مریم ، رایا گلی و رهام     ...
18 اسفند 1393

بازدید از فرهنگسرای اشراق و پارک قیطریه

روز چهارشنبه  12/6/93 کل خانواده رفتیم فرهنگسرای اشراق کلی بدوبدو کردیم و دخترم رفت رادیو کودک شروع کرد به شعر خوندن همه بچه هایی که می رفتن شعر می خوندن اصلاً صداشون در نمی اومد ولی رایا اینقدر بلند شعر می خوند که توی کل فرهنگسرا صداش پیچیده بود و طبق معمول همیشه یه ذرت مکزیکی خرید و اشتراکی با رهام گلی خورد . راضی نمی شد که بیاد خونه و می گفت که دائم توی شهر بگردیم روز بعدش هم رفت خونه مادر بزرگش و برای اولین بار شب رو بدون من و باباش تنها پیش مامانی موند و فکر می کنم چون اونا خیلی دوستش دارن کلی بهش خوش گذشته البته آریو ( پسر عمه رایا ) خونه مامانی بود و فکر کنم دلیل موندش خونه مامانی ...
15 شهريور 1393

مسافرت در تابستان

توی یک سال و چند ماهی که رهام به دنیا اومده خیلی به من و رایا خوش گذشته یکی از دلایل خوشحالیمون این بوده که خیلی مسافرت رفتیم حالا گاهی با بابا و گاهی بی بابا اما در هر صورت خوش گذشته از همه بهتر برای رایا مسافرت شمال بود که کلی حال کرد و آب بازی کرد و ریخت و پاش + کلی خستگی سفر بابت ترافیک طولانی که در کل مسیر داشتیم بعدش رفتن به کرمانشاه توی این یکسال ما 3 بار تنها رفتیم کرمانشاه و دفعه آخر که همین تعطیلات مرداد ماه بود تهش بود یعنی کلی حال کردیم دختر کلاس نقاشی رفت کلی گردش رفت و با خاله و دختر خاله اش و دایی و زن دایی و مادری و آقاجون به میزان بسیار زیادی خوش گذروند . طوری شده که ه...
15 شهريور 1393

و بازگشت

سلام به دوستان عزیز ما پس از یک غیبت طولانی امروز یه سری به وبلاگ دختر گلیمون زدیم و داریم یه تغییرات کوچیکی اعمال می کنیم حق دارید خیلی تنبل شدم اما خیلی سخته با دوتا وروجک اونم پشت سرهم دیگه وقتی برای وبلاگ باقی نمی مونه . حالا یه مقدار سرم خلوت شده و امیدوارم بتونم هراز چند گاهی سری بزنم و مادر بودن خودم رو نشون بدم دخترم یه پارچه خانوم شده ، خیلی مراقب داداششه و خیلی دوستش داره در چند نوبت موهاشو کوتاه کردم و کلی هم خوشمزه شده و من هم خیلی دوستشون دارم و حالایه چند تا عکس که سال پیش ازشون گرفتم      ...
15 شهريور 1393

و سال جدید ( 1392 )

  و باز هم یک سال دیگر از عمرمون کم شد ، پیرتر شدیم ، بچه هامون بزرگتر شدن و کلی تغییرات توی زندگیمون به وجود اومد . خوشا به حال زندگی کوچکی که در کودکی داشتیم . عروسکی پر از کرک و پشم و وسایل خاله بازی ولی الان هیچ چیزی برای بچه ها جذابیت نداره .  مارو ببین با چه چیزهایی کیفور می شدیم با مدرسه موشها و کلاه قرمزی تازه این که جدیده ، محله بهداشت و بازم مدرسم دیر شد .  الان دیجمون هم دیگه بچه هارو راضی نمیکنه جالبه نه .  ولی باز هم صد سال به این سالها    و به قول رایا عید شما مبارک . امیدوارم سال 92 برای همه پر از خیر و برکت باشه . سا...
26 اسفند 1391

تولد 2 سالگی در خونه ( قسمت دوم )

در دومین قسمت می خوام از اتفاقات و محتویات تولد بگم : تولد رایا قرار بود که به صورت عصرانه باشه و از ساعت 4 بعداز ظهر شروع بشه که با بارندگی شدیدی ( باران و تگرگ فراوان ) که اتفاق افتاد تبدیل به شام شد . ( البته با همان محتویات ) یک اتفاق خوبی که توی تولد رایا افتاد این بود که دوباره پسرخاله وحید ، سهیلا جون ، تارا و خاله فاطی رو خوشحال می دیدیم چون پسر خاله وحید پس از دست و پنجه نرم کردن با یک بیماری سخت حالا حالش خیلی خوب شده بود و همه ما خوشحال بودیم که دوباره سرحاله و کلی با ابراز شادیش ما رو شاد می کنه  . هدیه بچه ها : قرار شد که رایا به بچه هایی که توی تولد شرکت می کنن هدیه بده که زحمت تزئینات هدیه ...
26 اسفند 1391

و بازگشتی مجدد

سلام دوستان عزیزم من بازگشتم ، بودم جایی نرفته بودم اما حس و حالی برای بروزرسانی وبلاگ دختر نبود . خیلی بی حوصله و کسالت با ر و با حجم بالای کار در این 4 ماه گذشته فرصتی برای وبلاگ رایا نبود . امیدوارم دیگه این اتفاق نیفته دوستان عزیز . دخترم خیلی خانوم شده و کلی حرفهای جدید یاد گرفته که از حوصله وبلاگ خارجه : برای مثال : دخترم عاشق کل برندها ، بانک ها ، محصولات لبنی و غذایی با ذکر نام است . تمام بانک هارو تز روی نوشتاری و علامت بانک می شناسه ( سپر ، مترادف است با بانک سپه  ) 3 تا سوره قرآن (سوره کوثر ، سوره توحید ، سوره حمد ) ، دعای فرج ، صلوات و ... مسائل دینی ...
26 اسفند 1391

تولد 2 سالگی در خونه ( کادوهای تولد کفشدوزکی )

  سلام به دوستان وبلاگی روز چهارشنبه 24/8/91 ما یک جشن تولد برای رایا توی خونه بابایی بهمن گرفتیم و سعی کردیم که به همه خوش بگذره . و توی این جشن تولد از همه باید تشکر کنیم چون همه همکاری کردن تا این جشن برگزار بشه : دوستان محل کار : اول از خاله الهام مهربون متشکریم که با کلی فکر و مشغله درسی و کاری یه حال ویژه به ما داد و تولد رایا رو با هنرنمایی هایی که داشت زیباتر کرد . خاله الهام مهربون تموم کارهای کفشدوزکی رایا رو آماده کرد که از هنرنمایی خاله الهام حتماً عکس می ذاریم . دوم از مامان ملیسا ممنونیم که در تمام مراحل کار به ما کمک کرده و در خرید به مادر مریم کمک کرده . اقوام و آشنایان : او...
6 آذر 1391

تولد 2 سالگی در مهد کودک

روز یک شنبه مورخ 7/8/91 مهد کودک فرشتگان طبق رسم معمولش برای بچه های متولد آبان ماه تولد برگزار کرد و چون تولد رایا 26/8/91 است در روزی که مسئولین مهدکودک اعلام کردند جشن برگزار شد . سال گذشته با خودم گفتم که دیگه تو مهدکودک تولد نگیرم ولی باز هم به خاطر رایا گفتم اشکالی نداره اما امسال باز هم بعضی از مادرها که شمع فوت کردن بچه هاشون تموم شد چون می خواستند دوباره عکس و فیلم از بچه هاشون بگیرن دست بردن توی کیک رایا و اصلاً توجه نکردن خوب این بچه هم داره عکس می ندازه این از بی فرهنگی این مادرهاست ولی من اونجا چیزی بهشون نگفتم ولی به مسئول مربوطه گفتم که این بی نظمی در مورد بچه های دیگه تکرارنشه ( امیدوارم ........!!!!!!!!!!!...
28 آبان 1391

اتفاقات خرداد ماه تا پایان تیرماه 91

  همانطور که قبلاً هم نوشته بودم خرداد ماه ، ماه خوشایندی برای ما نبود و رایا یه مریضی خیلی سخت گرفت . روزهای آخر خرداد مصادف شد با مکه رفتن مامانی و بابایی بهمن  ( امیدواریم هرکس آرزوی رفتن به حج رو داره خدا قسمتش کنه ) 12 تیرماه بود که مامانی و بابایی از مکه برگشتن و ما کلی بهمون توی مهمونی خوش گذشت اما چند روز بعد که همزمان بود با نیمه شعبان مادر مهری تو بیمارستان خاتم الانبیاء بستری شد و زانوش رو عمل کرد مادر مهری مهربون خیلی درد کشید و رایا هم که با عصا مادر رو می دید کلی گریه می کرد و می ترسید .اما بالاخره تموم شد و پای مادر هم خوب شده ولی تا 6 ماه باید با عصا راه بره . ( سلامتی همه دوستان رو از...
28 آبان 1391